|
نگاهی به نیروها و مناسبات درونی
نبش سبز
یافتن خواست مشترک برای کسانی که معتقدند
این جنبش در صورتی امکان تداوم دارد که بتواند مشارکت همه گرایشها
را تامین کند، چندان دشوار نیست. با پذیرش این ایده و قبول اینکه،
تلاش برای تبدیل شعار یک گروه یا یک گرایش به خواست جنبش ویا معرفی
آن با این شعار به زیان جنبش است. با پذیرش چنین متدی یافتن و
توافق با شعارهایی که بتواند مورد پذیرش وسیعترین نیروها باشد،
امکان پذیر است و به راحتی میتوان در هر مقطع در مورد خواستهای
عمومی به نتیجه واحد رسید. به نظر من در لحظه کنونی نه ماده مطرح
شده توسط موسوی میتواند حداقل بعنوان یک مبنا در این رابطه مورد
پذیرش و یا گفتگو قرار گیرد.
عدالت خواهی در کشور ما بدون مرزبندی و مبارزه با تبعیض معنا
ندارد و به این مفهوم شعار عدالتخواهی آقای احمدی نژاد تنها یک عوامفریبی و یک
پوشش برای دفاع از بی عدالتیهای حاکم بر کشور است.
****************
تداوم جنبش
طرح شعارهای رادیکال و تلاش برای تبدیل
آن به شعار عمومی جنبش توسط کسانی که حل مسائل کشور را در گروی تغییرات بنیادین
میدانند، میتواند به تقابل نیروهای درون جنبش انجامیده و راه شکست را هموار سازد
و باید از آن احتراز کرد. بدتر از آن تلاش برای بی اعتبارکردن شخصیت های صاحب نفوذ
در این جنبش به این دلیل که موافق طرح خواسته های رادیکال نیستند، به زیان تداوم
جنبش است. مبارزه تنها با پذیرش حرکت مشترک بر مبنای حداقل مورد پذیرش همه نیروها
یعنی عدم پذیرش انتحابات موجود و مشروعیت دولت احمدی نژاد شانس تداوم و گسترش و
عمق یابی دارد.
درست آنست که این جنبش حول خواست های
عمومی که تا به حال شکل گرفته در همان مضمون جنبشی آن تداوم یابد و مناسبات درون آن
نیز بر همین اساس سازمان یابد. کوشش برای سازماندهی های کلاسیک و اشکال هرمی
سازماندهی ممکن است کارآیی حرکت را افزایش دهد ولی از سوی دیگر جریان را ضربه
پذیرتر میکند. اشکال غیرمتمرکز سازماندهی و بهره گیری از ابتکارات مختلف و خودجوش
مناسب ترین راه تداوم حرکت و مقاومت در مقابل سرکوب
است.
****************
کنفرانس بروکسل
تحریم انتخابات رابطه
ای با آنچه در ایران میگذرد برقرار نمیکند. نیروهای مدنی و نیروهای اجتماعی ما در
این انتخابات شرکت میکنند. در چند روز اخیر؛ هر روز در شهرها تظاهرات است. جنبشی
شکل گرفته و باید در این جنبش شرکت کرد. باید در کارزاری که در ایران
علیه احمدی نژاد شکل گرفته با رای نه به یکی از کاندیداهای مخالف او شرکت کرد. عدم
شرکت در انتخابات در شرایط کنونی معنایی جز جدایی و حتی بدتر از آن رودررویی با
آنچه در کشور میگذرد و کمک به حفظ شرایط موجود ندارد
****************
پایان دوراهی تحریم، حمایت
تلاشهایی
که در این انتخابات صورت گرفت، تقسیم نیروها را بر اساس پاسخ به
سوال تحریم و
یا حمایت پایان داد و چشم انداز جدیدی گشود که میتواند در آینده به شکل
گسترده تری
پیش برده شود.
*****************
حاج شانه چی هم رفت
حاجی شانه چی از زمره معدود آدمهایی بود که معتقدند سعادت
در درون آدمهاست و سعادتمند ترین آدمها آنهایی هستند که در درونشان از آنچه
میکنند سرافراز
*****************
نقش دین و سکولاریسم
نیروهای سکولار باید برداشتشان را از سکولاریسم توضیح دهند.
آیا تعاریف حداقلی از سکولاریسم را آنگونه که مثلا آقای نیکفر ارائه میدهد و
سکولاریسم ایرانی را معادل رفع تبعیض میداند می پذیرند یا تعاریف حداکثری را تایید
میکنند که مثلا میتوان از ایده های آقای آجودانی استخراج کرد. در اینجا هم
نمیتوان به مجموعه تحولات جهان بی تفاوت بود.
*************
دگرگونی گفتمان و فرهنگ سیاسی
امروز ایران کشوری است که در مقایسه با سی سال پیش بمراتب
پیجیدهتر شده و روابط نسبتا ساده سرمایهداری آنروز جای خود را به تقسیم کاری
پیچیده و تودرتو داده است. امروز در کشور ما نزدیک به دوملیون دانشجو وجود دارد.
فارغ التحصیلان دانشگاهها دیگر به فرزندان اقشار معینی در شهرهای بزرگ محدود
نیستند. گسترش اینترنت، ماهوارهها و وجود صدها هزار ایرانی در خارج از کشور
امکانات خبرگیری و تاثیرپذیری از تحولات دیگر کشورها را در سطح وسیعترین اقشار
جامعه ما ممکن نموده.
********************
در
رابطه با انقلاب بهمن
مصاحبه با رادیو
دویچه وله
از نیمه دوم سال 57 کسب قدرت توسط هواداران خمینی قطعی بود.
ولی اینکه این جابجایی قدرت چگونه صورت پذیرد و تحولات بعدی چه
باشد، آنچه رخ داد قطعی نبود
**************
انتخابات آزاد
و
انتخاب مجلس هشتم
مصاحبه با
نشریه تلاش
نحوه برخورد با انتخابات و تاکتیک در قبال آن
یک مساله مشخص است و در بحث معین ما برای کسانیکه خواست انتخابات
آزاد و در چارچوبی وسیعتر دمکراسی را پیگیری میکنند، هر تاکتیک با
این معیار سنجیده میشود که تا چه حد میتواند در گسترش امکانات برای
حرکت در راه تحقق این خواست تاثیر گذار باشد.
**************
8 تیر
مصاحبه با نشریه کار
من تصور نمیکنم که کسانی که حمله
به کوی دانشگاه را سازمان داده بودند میتوانستند اتفاقات بعدی را
پیش بینی کنند. حتی تصور میکنم آنها پیش بینی نمیکردند این حمله با
واکنشی تا این حد گسترده در میان دانشجویان مواجه شود. آنها قصد
داشتند با حمله و ضرب و شتم دانشجویان رعب و وحشت بوجود آورند و
حمایت از اصلاحات و اعتراض به اقدامات سرکوبگرانه را پرهزینه تر
کنند
**********************
دمکراسی در خاورمیانه
مصاحبه با ادوار نیوز
تا آنجا که به ایران بازمیگردد، مشکل در ایران عدم وجود پیش شرط
های دمکراسی نیست. در ایران تا حد معینی طبقات و اقشار اجتماعی شکل
گرفته اند. در ایران نزدیک به دو ملیون دانشجو وجود دارد. شصت در
صد دانشجویان ایران زن هستند. اقشار تحصیل کرده و مدرن در ایران
قدرتمندند و از منافع خود دفاع میکنند. در کشور ما بیش از صد سال
است که برای دست یابی به دمکراسی تلاش میشود و در حد معینی تشکل
های مدنی شکل گرفته است و .... این ها همه بمعنی آمادگی پیش شرط
های کافی برای تحقق دمکراسی در ایران است
**********************
همایش سوم
اتحاد
جمهوريخواهان ایران
مصاحبه با نشریه اخبار روز
در اين سه سال در داخل کشور امکان حضور متشکل
جمهوريخواهان فراهم نگشته و ما در اين زمينه در موقعيتی بهتر از
گذشته بسر نمیبريم. در اين دوره در مقایسه با گذشته اعمال فشار به
نیروهای متشکل افزايش يافت و نه تنها فعالین سياسی سکولار بلکه
تشکل های مدنی با محدوديت های بیشتری مواجه بودند. از سوی ديگر
گسترش مبارزات اجتماعی
و مطالباتی
امکانات بیشتری برای فعاليت فراهم ساخته است که البته اين جنبش ها
در رابطه با بحث ما نتيجه فوری و بلاواسطه نخواهد داشت و در میان
مدت تاثیرگذار خواهد بود. هدف اصلی شکل گيری اتحاد جمهوريخواهان
یعنی تلاش در در راه حضور متشکل جمهوريخواهان سکولار کماکان بقوت
خود باقیست و اين جريان در راستای تحقق آن هدف ميکوشد.
************************
مبارزه
چریکی، خشونت
مصاحبه
خانم سهیلا وحدتی
تجربه اشکال تحول و مبارزه در ايران و در ساير کشورها بروشنی نشان
ميدهد که روش مبارزه و اشکال سازماندهی ناشی از آن با خود الزاماتی
بهمراه مياورد که ميتواند اينجا و آنجا مغاير اهداف و آرمانهای
نيروهای بکارگيرنده آنان عمل کند. در برخی کشورها چنين سازمانهايی
پس از يک دوره طولانی تر مبارزه و کشته شدن بنيانگزاران آن کاملا
ماهيت اوليه خود را از دست دادند. مبارزه مسلحانه چريکی در ايران و
در ساير کشورهایی که آنرا بکار گرفتند تجربه دردناکی در اين زمينه
است.
***********
مونيسم در سياست
در
شرايط #1705;نونی کشور، تفسيم نيروها بدو بلوک بندی اصلاح طلب و برکناری
طلب نه عينی است و نه بسود تحولات دمکراتيک در ايران
ما
تنها ميتوانيم بگوییم کدام عامل (يا عوامل) در کدام روند و برای
کدام ناظر عمده است.
بجز شرايط خاص همواره تعيين عمده يا پراهميت ترين
عواملی که صف بندی ها را در جامعه شکل ميدهد نه فقط محصول عوامل و
شرايط عينی بلکه عمدتا حاصل ذهن يعنی تصميم نيروهای سياسی و موفقيت
آنان در تبديل تصميم خود به عامل عمده صف بندی هاست.
برای افرادی چون من که با چنين
احکام قطعی در سياست بيگانه اند و سياست را دنيای مبارزات و سازش
های اجتماعی ، دنيای انتخاب هایی که هيچيک تمامی امتيازات را
نمايندگی نکرده و برتری آنها بيکديگر نسبی است ميدانند، مباحثه
اجبارا نه در عرصه سياست بکه در عرصه متدها و ارزش ها ميتواند پی
گيری شود
****************
مصاحبه با نشريه تلاش(2)
جامعه ایران امروز یک
جامعه پیچیده است که اقشار و طبقات در مقایسه با سالهای قبل از
انقلاب تا حد زیادی شکل گرفته اند. ما امروز راجع به جامعه ای صحبت
میکنیم که در برخی موارد در روستاهای آن آنتن ماهواره وجود دارد،
ما راجع به جامعه ای صحبت میکنیم که تعداد دانشجویان آن 8 برابر
آندوران است، ما راجع به جامعه ای صحبت میکنیم که بیش از نیمی از
دانشجویان آن دخترند و هیچ نیرویی نخواهد توانست این تعداد زنانی
را که فارغ التحصیل شده یا خواهند شد از حیات اجتماعی بیرون براند.
اقشار مدرن امروز در جامعه ما محدود به شمال شهر چند شهر بزرگ
نیستند. آنها گسترش یافته اند و از منافع خود دفاع میکنند.
از
دهه 70 ببعد بتدریج نسل دیگری پا بعرصه فعالیت های اجتماعی نهاد.
نسلی که با چنین تجربیات تلخی مستقیما مواجه نشده بود و در شرایطی
به حیات اجتماعی پا نهاد که رژیم اسلامی بخش بزرگی از پایه های
توده ای خود را از دست داده بود. ورود این نسل بحیات اجتماعی
روانشناسی دیگری را در جامعه ما شکل داد. جوانهایی که شهامت داشتند
از منافع خود دفاع کنند، فضای جامعه را دگرگون کردند.
****************
مصاحبه
با نشريه تلاش
هدف تقويت نقش جمهوريخواهان در
حيات سياسی اجتماعی ايران است
درست آن است که ابتدا بکوشيم شرايط
کشور را در رابطه با موقعيت نيروهای درون رژيم نه آن گونه که مطلوب
ماست بلکه تا حد ممکن واقع بينانه تحليل کنيم. بکوشيم که از ساده
کردن رژيم اسلامی بپرهيزيم و نه تنها نقاط ضعف آن بلکه نقاط قدرتش
را نيز مورد توجه قرار دهيم. فکر می کنم در چنين شرايطی بهتر می
توان به راه کارهايی در راستای تحولاتی که ما مطلوب می دانيم دست
يافت
*********
سازمانهای دانشجويی، ماهيت دينی
دانشگاههای ما نيازمند اتحاديه ها و انجمن های نمايندگان دانشجويان
است. جا دارد بجای ذکر دشواريهای عملی اين راه و منصرف کردن کسانی
که در اين راستا تلاش ميکنند، در جهت بعقب نشاندن نيروی حاکم و
وادار کردن آنان بپذيرش چنين انجمن هايی که اوج آن پارلمان دانشجوي
خواهد بود بکوشيم.
دانشگاههای ما نيازمند يک سازمان دانشجويی نيرومند مدافع دمکراسی و
حقوق بشر است. دفتر تحکيم وحدت در شرايط دشواريست. اخراج برخی
مسيولين آن يک اخطار و زنگ خطر است. وظيفه اصلاح طلبانی که دارای
سالها تجربه سياسی هستند، حفظ اين تشکل و جلوگيری از پاره پاره شدن
آنست. تاکيداتی نظير آنچه آقای جلايی پور بعمل آورده اند، در اين
راستا نيست.
**************************
دستاوردهای اتحاد جمهوريخواهان ايران
مصاحبه جواد طالعی با
حسن
شريعتمداری (سخنگو) و
مهدی
فتاپور مسيول هماهنگی هيات سياسی اجرايی
***************
بحران
اتمی
معرفی و ارايه نيرو
سياست بديل
نياز جامعه ما
* مقابله و اعمال فشار به مسولان رژيم نياز به ارايه سياست بديل و تبليغ و پيگيری در اجرای آن دارد.
* ضرورت ارايه سياست آلترناتيو و گستردگی طيف نيروهای مدافع اين سياست نياز چامعه در شرايط کنونی است. اپوزيسيون دمکرات ايران قادر است چنين سياست الترناتيوی را ارايه دهد. بايد کوشيد از طریق اطلاعيه ها، سمينارها؛ سخنرانی ها؛ مصاحبه ها و ... اين همسويی سياسی را عرضه کرده و برای پيشبرد آن اعمال فشار کرد.
*****************************
ر باره مناسبات
* در سياست مابين اتحاد استراتژيک و خصومت روابط ديگری نيز وجود دارد
*امروز ما در شرايط جابجايي قدرت نيستيم و زمان تدارک و گفتمان سازی است. جمهوريخواهان ايران امروز در مرحله هويت سازی و ارايه سيما و برنامه اثباتی اند.
*از بوجود آوردن ترديد و کم اهميت جلوه دادن هرگونه امتياز مبنی بر شرع يا ارث در حاکميت چه از سوی مشروطه خواهان اسلامی و يا پادشاهی و يا جمهوريخواهانی که تصور ميکنند برای شکل دادن اتحاد بايد در اين جهت سخن گويند بيش از همه اقتدارگرايان حاکم سود خواهند برد.
********************
در باره
اتحادهای سياسی
* خط قرمز ما در رابطه با ساير نيروهای سياسی در هر زمينه مشخص ميبايست منافع تحول جامعه مان در راستای دمکراسی ، پيشرفت، رعايت حقوق بشر،استقلال و خلاصه همه ارزشهايی باشد که ما را تعريف ميکند. خط قرمز ثابت از پيش تعيين شده تنها به زيان ايده ها و آرمانهای ما عمل خواهد کرد.
* در خارج ازکشوراحزابی داريم که نميتوانند خود را تعريف کنند و دلايل وجود خود و مرزشان را با ديگران بجز مسايل تاريخی توضيح دهند
* بخش عمده سازمانهای سياسی مدتهاست که عضو گيری جديد ندارند و اعضا آنها بتدريج در کنار هم پير ميشوند و در چنين شرايطی عجيب نيست اگر خرده بينی در درون آنها رشد کند و بخش بزرگی از انرژی نيروهای عضو آنها صرف خنثی کردن يکديگر و يا رقيبانی که تمايزاتشان با آنها بسختی قابل توضيح است گردد.
*********************
مرحله نوینی در جنبش دانشجویی
دانشجويان و در مفهومي
وسيعتر جوانان آنگاه بصورت يك جنبش سياسي پا بعرصه مبارزات
اجتماعي مينهند كه متقاعد شده باشند، تحول اجتماعي ضروريست وامكانات
چنين تحولي وجود دارد
*جنبش دانشجويي ايران تنها تا آن حد مدافع اصلاح طلبان درون حكومت خواهد بود
كه آنان از خود سيماي يك نيرون تحول طلب ارائه دهند.
*مبارزه براي پيشبرد اصلاحات توسط دانشجويان نميتواند همان مشخصاتي را دارا
باشد كه اين مبارزه در كارخانه ها دارد و يا در درون مجلس . مبارزه ، مذاكره
، سازش توسط اصلاح طلبان در درون حكومت ويژگيهايي متفاوت با
اين مبارزه در درون دانشگاه دارد
*********************
صمد و ماهی سياه کوچولويش
* حديث ماهی سياه کوچولو پايان نيافته است.
* اگر سياستمداران موظفند ممکن ها را در نظر گيرند و بر اساس واقعيات و امکانات راهکارهای ممکن در راهگشايی بسوی اهداف مورد نظر خويش ارايه دهند جامعه ما نيازمند نويسندگان؛ هنرمندان و روشنفکرانی است که چارچوب ها را درهم شکنند. جامعه ما نيازمند کسانی است که نه بگويند و در اين نه گفتن خويش از مرزهای پذيرفته شده در محيط اطراف خويش فراتر روند و هزينه آنرا بپردازند. ما نيازمند چنين قهرمانانی هستيم. قهرمانی را بايد باز تعريف کرد. جامعه ما نيازمند جوانانی است که در ارزوی رسيدن بدريا باشند و بسوی دريا رهسپار شوند. دريا را بايد بازتعريف کرد.
*. صمد به اين دليل به يک اسطوره بدل شد که نوشته های وی، آرمانها، روانشناسی و خواست های يک نسل از روشنفکران و جوانان ايران را منعکس کرد
*******************
خیزش روشنفکران جوان ایران در دهه 50
ما ميخواستيم جامعه را دگرگون کنيم. ما ميخواستيم روابط اجتماعی ديگری برقرار کنيم
ولی خواست ما به تغيير قدرت سياسی و مناسبات اجتماعی حاکم بر جامعه محدود نميماند.
ما ميخواستيم فرهنگ و رفتار ديگری را حاکم سازيم. اگر ديگران ميکوشيدند خوب لباس
بپوشند، ما به لباس و ظاهر خود بی توجه بوديم. اگر ثروت و امکان زندگی بهتر آرزوی
همه بود، ما آنرا تحقير ميکرديم. اگر ديگران برای عرضه تجملات زندگی خود با يکديگر
رقابت ميکردند، ما عليه هر تجملاتی بوديم. اگر ديگران از مسافرت و استراحت در
تعطيلات لذت ميبردند، تفريح ما برنامه های سنگين کوهنوردی بود و هر چه اين برنامه
ها دشوارتر و خطرناکتر بود بيشتر لذت ميبرديم. موسيقی مورد پسند ما موسيقی های محلی
بود که کمتر از راديو تلويزيون پخش ميشد و در محيط اطراف ما کمتر مورد توجه بود. ما
به همه هنجار های پذيرفته شده در محيط اطرافمان نگاه انتقادی داشتيم.
|